تاراج روزگار

نمی دونم چی بگم

سلام

 می دونم همه از دستم شاکی هستید ولی شاید باورتون نشه تواین 1 سالو نیم به تعداد

 انگشتای دستم اومدم نت و سعی کردم توی اون زمانی که هستم به همه دوستای گلم

 سر بزنم ولی اگه کوتاهی کردم منو عفو کنید،بهتون قول می دم زود زودبیام پیش همتون

 دوستتون دارم یه عالمههههههههههههههههههههههههنیشخندنیشخند


+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱ ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

عشق بساز...

 

 

عشق را به زندگیت وارد کن.

 


تاثیر مثبتی بر الگوی فکری و سطح ترشح اندروفین در خونت خواهد داشت.

 


(اگه از زندگیت خیلی راضی نیستی حداقل این عشق رو برای همسرت ایجاد کن تا اون از

 

زندگی رضایت کافی داشته باشه فداکار باش و بذار در ذهنش از همسرش یک خاطره

 

بسیار خوب به جا بمونه اونقدر بهش محبت کن خیلی زیاد بیشتر از اون چیزی که خودت

 

دلت می خواد یکی بهت محبت کنه - حتی اگه خیلی بهت محبت نمی کنه – که وقتی

 

نباشی واقعا احساس دلتنگی کنه و واقعا محبتت رو با تمام وجود احساس کنه و با تمام

 

وجود خودش رو مدیون تو بدونه امتحان کن
 
ایمان داشته باش


دعا معمولا تنها راه مقابله با بعضی مشکلات غیر قابل حل است.

 

راهت را به سوی خوشبختی لمس کن...


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱ ساعت ٤:٤٩ ‎ق.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

چگونه به آرامش برسیم....

 

 لذت های ساده زندگی را انتخاب کن


لباست را از پارچه های سفید و طبیعی انتخاب کن که احساس

 آرامش و پاکیزگی را القا می کند
 
در هم ریختگی ها را مرتب کن


درهم ریختگی انرژی را مسدود می کند و موانع زیرکانه

 در زندگی ات ایجاد می کند.
 
روحت را پروش بده

 
صرف وقت بیشتر با دوست خوب و وقت کمتر با دوست بد بر سلاممت ذهن و روحت

تاثیرمثبت می گذارد
 
به ذهنت آرامش بده


کارهای کند و تکراری راه بسیار خوبی برای آرام کردن یک ذهن مشوش است.

 

 


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱ ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

 

 

 

 گفت:آهسته بیا جلو
گفتم: چرا؟
گفت: فقط بیا
اومدم بی هیچ حرفی
گفت:میخوام یادگاری برات بنویسم

گفتم:کجا؟
گفت:رو قلبت.
گفتم:مگه میتونی؟
گفت:سخت نیست آسونه
گفتم:باشه بنویس تا همیشه به یادگار بمونه
یه خنجر برداشت...
گفتم: این چیه؟
گفت:هیسسس..... ساکت شدم
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی.
خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت: دوستت دارم دیوونه
اون رفته ,خیلی وقته ,کجا؟ نمیدونم.
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸ ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

دوست دارم! عشق جهان را نجات خواهد داد!باور کن!

 

 می خوام بگم:دوست دارم!به پنجره به آسمون!

 به این شب آینه دزد!به تک درخت کوچه مون!

 می خوام بگم:دوست دارم!به تو!به اسم نقطه چین!

 به گریه های بی هوا!به کولی کوچه نشین!

 می خوام بگم:دوست دارم!به هر رفیق و نا رفیق!

 به شاعرای بی غزل!به جنگلای بی حریق!

 می خوام بگم:دوست دارم!به قاتلم!به روزگار!

 به اون کسی که میندازه به گردنم طناب دار!

 دنیای ما عوض میشه،تنها با این جمله ناب:

 دوست دارم،دوست دارم،دوست دارم تو این عذاب!

 می خوام بگم:دوست دارم!به بادبادک!به مدرسه!

 به ترکه ی خیس انار،کنار درس هندسه!

 می خوام بگم:دوست دارم!به مرغ عشق بی قفس!

 به جغد پیر بد صدا!به نی زنای بی نفس!

 می خوام بگم:دوست دارم!به هر چی خوبه،هر چی بد!

 به خونه های گاگلی!به سیبای توی سبد!

می خوام بگم:دوست دارم!به بغض تلخ انتظار!

 به بدترین فصل سفر!به آخرین سوت قطار!

 دنیای ما عوض می شه،تنها با این جمله ناب:

 دوست دارم،دوست دارم،دوست دارم تو این عذاب!

 


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢۳ ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

 

 امشب:

 دلم تنگه،دلم تنگه،دلم تنگه

 هوای این خونه هم دلگیر و ننگه

 نمی دانم چرا امشب چنینم

 برای دلخوشی هام خیلی دیره

 بگم امشب چرا این جوری ام من؟

 دلم می خواد بگم اما نمی شه...

 نمی دونم خدایا دیر گفتم

 یا این حرفو نباید من می گفتم

 یا این شعر و نباید می نوشتم...

 اگه این شعر رو امشب من نوشتم

 خدایا تو می دونی تقصیری نداشتم

 نمی دونم چرا مردم چنینن

 برای هر اتفاقی جبهه می گیرن

 خدایا اگه من روزی بشم مثل اونها

 بگیر جونمو که بهتر از هر چیز دنیاست....

                                         

                                        اگه قابل بدونین سروده خودم هستش

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٤ ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

تو همونی:

 

 تو همونی که می گفتی تا ابد پیشت می مونم

 

 قصه عاشق شدن رو تا ابد برات می خونم

 

 تو همونی که می گفتی تو شبام ستاره هستی

 

 واسه من مثل یه عمر تازه و دوباره هستی

 

 تو همونی که می گفتی نمی رم از پیشت هیچ وقت

 

 ولی آخر تو که رفتی از پیشم واسه یه مدت

 

 باورش واسم عجیبه چرا که تنهام گذاشتی

 

 بی وفا فکر نمی کردم،غمی رو غم هام گذاشتی

 

 دلتو گذاشتی اینجا رفتیو منو نبردی

 

 دیگه من حرفی ندارم تو منو به شب سپردی

 

 بی خطر باشه الهی همسفر راه درازت

 

 نکنی منو فراموش باز تو لحظه نیازت.....ناراحتناراحت

 

                                                                                سروده خودم

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط ترگل راد نظرات ()

مادر من:

 سلام دوستای گلم شرمنده دیر به دیر آپ میکنم  این سری دیگه قول می دم زود  به  زود به روز    بشم قول می دم دروغگودروغگو من دروغ نگفتم خودش  اینجوری شد من دروغگو  نیستمگریهگریهگریه این شعرو  البته اگه قابل بدونین و  اسمشو شعر بذارین واسه  مامانم گفتم با تمام وجودم  تقدیمش می کنم به  مامانم و بعد هم به مامانای همه  مخصوصا کسایی  که میاین واسم نظر میذارننیشخندنیشخند

 

 گلم ای همدم شبهای تارم،بیا مادر بیا باغ بهارم

 بیا مادر که شبها گر نباشی،سیاه میشود این

  روزگارم

 گلم،عشقم،بیا خورشید تابان،بیا گر تو نباشی ابر

  زارم

 به هر سختی مرا بوسیدی ای گل،نصیحت کن

  دلم که شرمسارم

 تو کوهی پر ز مهر و عشق و هستی،ولی من یک

 حقیر پر گناهم

 تو از جانت به من دادی که هستم،بگو تا من به

  عشق تو ببالم

 بگو تا هر چه کردم در گذشته،در این پرخاشها

  من  شرمسارم

 خدا گفته که جایت نیست اینجا،بیا مادر بیا باغ

  بهارم

 تو تا هر وقت پیش من بمانی،بهاری هستم و من

  پر ز بالم

 الهی تا ابد تو تا قیامت،بمانی پیش من فصل

  بهارم

 به هر جا می روم راهم تو باشی،بیا جانم که

  بی تو بی قرارم

 الهی بد نبینی مادر من،تو باشی تا همیشه در

  کنارم

 دعایم کن که محتاج دعایم،دعایم کن که از خود

  شرمسارم

 دعایی پر ز عشق و مهر مادر،گلم ای همدم  

 شبهای تارم...خجالتخجالتخجالت


+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ توسط ترگل راد نظرات ()